جشنواره تلویزیونی مستند

خبر
درختانی که دیگر نیستند در «قانون جنگل» به روایت «مختار نامدار»

بعضی وقت ها دست تقدیر، دری رو برامون باز می کنه و مسیر جدیدی رو بهمون نشون می ده، تنها…

/ ادامه مطلب /

داستان عجیب «ده برادر» به روایت «محسن علیدادی»

مستندسازیه که با سوژه هاش زندگی می کنه و ازشون زندگی یادمی گیره! مستندسازی که نمیتونه راحت آدمایی که توی…

/ ادامه مطلب /

«ارمغان» سفری جستجوگرانه از سرزمین سرخ پوست ها تا ایران، به روایت «روح الله اسدی کیادهی»

خیلی از کسایی که کارهاشو دیدن، معتقدند صاحب یه سبک خاصه تو مستندسازی، شاید تصورش برای خیلی ها غیر ممکن…

/ ادامه مطلب /

پناهگاهی برای کودکان بی پناه در «خانه مهر» به روایت «محمدرضا دهستانی»

وقتی اولین بار چشمش به پرده ی نقره ای افتاد، عاشق سینما شد، این قدر عاشق که توی عالم بچگی…

/ ادامه مطلب /

هنر ماندن و آباد کردن در «کلوت» به روایت «نازنین مصطفوی»

قهرمان های کودکی، شاید مهم ترین قهرمان های زندگی هر آدم اند، قهرمان هایی که گاهی کمک می کنن تا…

/ ادامه مطلب /

روزهای پرتلاش زنان روستایی مازندران در «نشاگرون» به روایت «سیمین فلاح زاده تهرانی»

وقتی که بعد از یه عمر فیلمبرداری توی صدا و سیما بازنشست شد، می تونست مثل خیلی از آدما که…

/ ادامه مطلب /

نگاهی به معضل آلودگی هوای تهران «در میان اجتماع خشمگین» به روایت «رضوان سرمد»

تو زندگی هر کدوم از ما آدما، کم نبوده کارایی که دوست داشتیم سمتشون بریم اما هرکسی یه جوری بهمون…

/ ادامه مطلب /

روزهای آشنای زندگی یک جوان ایرانی در «نیک مارکت» به روایت «هادی معصوم دوست»

اسمش هادی معصوم دوسته، پونزده ساله بود که برای اولین بار سنگینی دوربین روی دستش نشست، پونزده ساله بود که…

/ ادامه مطلب /

مرگ خاموش در «لبخند سرد محافظ» به روایت «مظفر حسینخانی هزاوه»

ما همه ی خواب هایی که می بینیم رو یادمون نمونه، جدیشون نمی گیریم، ولی خب، انکار نمی کنیم که…

/ ادامه مطلب /

زمانی برای مبارزه و «زمانی برای زندگی» به روایت «نادر معصومی»

«نادر معصومی» با مستند «زمانی برای زندگی» در دومین جشنواره تلویزیونی مستند حضور دارد. «زمانی برای زندگی» مستند پرتره ای…

/ ادامه مطلب /

نگاه ورزشکاران خارجی به ایران در «سفر به طبیعت» به روایت «عابدین محمدی»

سال ۷۹ تعطیلات تابستونی که شروع شد، تو کلِ  کشور کتاب های درسی از توی کیف ها بیرون اومد و…

/ ادامه مطلب /

سایه بلند الوند بر همدان در «برفی که بود» به روایت «عبدالخالق طاهری»

برف اونقدر سنگین بود که همه ى اهالى می گفتن از خیر این چند تا سکانس بگذر! گیر می کنی!…

/ ادامه مطلب /